ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1182
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
قوم ديگرى با آنان در اين لهجه شركت نميجويد . بحديكه هر گاه كسانى بخواهند خود را عرب نشان دهند و بدان قوم منسوب دارند و در ميان آنان داخل شوند ، در تلفظ به اين حرف از آن قوم تقليد مىكنند . و بعقيدهء مضريان باز شناختن عربى صريح از دخيل در اينكه از نژاد عرب خالصاند يا شهرى وابسته بتلفظ اين قاف است و همين لهجه نشان ميدهد كه زبان ايشان عينا لغت مضر است ، زيرا بيشتر نسلى كه اكنون باقى ماندهاند و بيشتر رؤساى ايشان خواه در مشرق و خواه در مغرب از فرزندان منصور ابن عكرمة بن حفصة بن قيس بن غيلان ميباشند چه از شاخهء سليم بن منصور و چه از شاخهء بنى عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن بن منصور . و ايشان در اين عصر از همهء ملتها در سرزمينهاى آباد بيشتراند و اكثريت با آنان است و از اعقاب مضر ميباشند و ساير نژادهائى كه با ايشان هستند [ مانند بنى كهلان ] [ 1 ] در تلفظ به اين قاف از آنان تقليد ميكنند . و اين لهجه را نسل حاضر اختراع نكرده ، بلكه در طى قرون متوالى به ارث به آنان رسيده است و از آن پيداست كه همين لغت زبان مضريان پيشين و شايد بعينه زبان پيامبر ( ص ) باشد و اين معنى را فقيهان خاندان نبوت ادعا كرده و گمان بردهاند هر كه در ام القرآن ( سورهء فاتحة ) « الصراط المستقيم » را بجز قاف لهجهء اين نسل تلفظ كند ، كلمه را غلط خوانده و نمازش باطل است . و نميدانم اين گمان از كجا پديد آمده است . چه لغت شهرنشينان را ايجاد نكردهاند ، بلكه شهرنشينان لهجهء مزبور را از روزگار پيشينيان خود نقل كرده و آنها اغلب از خاندان مضر بودهاند كه هنگام فتح ممالك به شهرها وارد شدهاند و مردم آن نسل نيز آن را وضع نكردهاند بخصوص كه ايشان از آميزش با شهرنشينان غير عرب دور تر بودهاند پس بهتر آن است بدليل آنكه لهجهء مزبور در نزد آنان يافت مىشود بگوييم از يادگارهاى پيشينيان آنان است گذشته از اينكه كليهء اين نژاد خواه در مغرب و خواه در مشرق در تلفظ به آن يكساناند
--> [ 1 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » .